تبليغاتX
هوالمحبوب

زندگي


بهترين دوست اون دوستي كه بتوني باهاش روي يك سكو ساكت
بنشيني و چيزي نگي و وقتي ازش دور ميشي حس كني بهترين
گفتگوي عمرت رو داشتي.

 

ما واقعاً تا چيزي را از دست نديم، قدرش را نمي‌دونيم،
ولي در عين حال تا وقتي كه چيزي رو دوباره بدست
نياريم، نمي‌دونيم چيزي را از دست داديم.

 

اينكه تمام عشقت رو به كسي بدي، تضميني بر اين نيست كه
اون هم همين كارو بكنه پس انتظار عشق متقابل نداشته
باش، فقط منتظر باش تا اينكه عشق آروم تو قلبش رشد كنه
و اگه اينطور نشد، خوشحال باش كه توي دل تو رشد كرده.

 

در يك دقيقه ميشه يك نفر رو خرد كرد، در يك ساعت ميشه
كسي را دوست داشت و در يك روز ميشه عاشق شد ولي يك عمر
طول ميكشه تا كسي رو فراموش كرد.

 

دنبال نگاه‌ها نرو، چون ميتونن گولت بزنن، دنبال
دارايي نرو چون كم‌كم افول مي‌كنه دنبال كسي برو كه
باعث بشه لبخند بزني چون فقط با يك لبخند ميشه يه روز
تيره را روشن كرد. كسي را پيدا كن كه تو را شاد كنه.

 

دقايقي توي زندگي هستن كه دلت براي كسي اونقدر تنگ
ميشه كه ميخواي اونو را از رويات بيرون بكشي و توي
دنياي واقعي بغلش كني.

 

رويايي رو ببين كه ميخواي. جايي برو كه دوست داري.
چيزي باش كه ميخواي باشي. چون فقط يك جون داري و يك
شانس براي اينكه هر چي دوست داري انجام بدي.

 

آرزو مي‌كنم به اندازه كافي شادي داشته باشي تا خوش
باشي، به اندازه كافي بكوشي تا قوي باشي، به اندازه
كافي اندوه داشته باشي تا يك انسان باقي بموني و به
اندازه كافي اميد تا خوشحال بموني.

 

هميشه خودتو جاي ديگران بگذار، اگر حس ميكني چيزي
ناراحتت ميكنه، احتمالاً ديگران را آزار ميده.

 

شادترين افراد لزوماً بهترين چيزها رو ندارن، اونا فقط
از اونچه تو راهشون هست بهترين استفاده رو ميبرن.

 

شادي براي اونايي كه گريه مي‌كنن و يا صدمه مي‌بينن
زنده است. براي اونايي كه دنبالش ميگردن و اونايي كه
امتحانش كردن. چون فقط اينها هستن كه اهميت ديگران رو
تو زندگيشون ميفهمن.

 

عشق با يك لبخند شروع ميشه، با يك بوسه رشد ميكنه و با
يك اشك تموم ميشه. روشنترين آينده هميشه روي گذشته
فراموش شده، شكل ميگيره. نميشه تا وقتي كه دردها و
رنجها را دور نريختي، توي زندگي به درستي پيش بري.

 

 


 

نوشته شده توسط دالتون ها در سه شنبه بیست و هفتم مرداد 1388 ساعت 12:7 موضوع گل واژه ها | لینک ثابت


 

 

کاش می دانستم

 

چیست آنچه از چشم تو تا عمق وجودم جاریست


 

نوشته شده توسط دالتون ها در جمعه دوم مرداد 1388 ساعت 12:49 موضوع عاشقانه ها | لینک ثابت


سرمایه های هر دلی حرفهایی است برای نگفتن

(دکتر شریعتی)


 

نوشته شده توسط دالتون ها در جمعه دوازدهم تیر 1388 ساعت 11:41 موضوع گل واژه ها | لینک ثابت


سلام بروبچ

این دفعه اومدم تا یکی از خاطرات دالتونا وحلقه ایا رو بگم:

این بار از کلاس شبکه عصبیه:

توی یه دوشنبه اونم ساعت  ۶-۷:۳۰ دالتونا مثل همیشه ردیف سوم نشسته بودند (همردیفه حلقه ایا)

اما اینبار سردسته دسته جدا کرده بودو پیش یه بچه متاهل نشسته بودوداداش فائزه تنها همردیفه ما بود.

اون روز آوریل وجو خیلی هروکرکردن.انقدرازخودبیخود شده بودند که حالیشون نبود تااینکه

...

برمی گردم

حتما

...

با اجازه رئیس دالتونا من ادامه میدم البته اگه درست حدس زده باشم که کدوم سوتیامونو می خواد بگه:

تا اینکه استاد محترم شبکه عصبی که همیشه رفتارا و عکس العملاش غیرمنتظره بود عصبانی شد و از کوره در رفت و اون موقع همه بچه ها که استادو خوب می شناختن فهمیده بودن که حتما یکی یه خبطی کرده که استاد جوش اورده اما اصلا فکرشم نمی تونستن بکنن که کار کاره دالتونای به ظاهر آرومه. آره استاد شروع کرد به روهم زدن تمرینای سخت و غیرقابل حل جلسه بعد (که تازه دو روز بعده ) تمرین ۱ تمرین ۲ تمرین ۳ .......

و بعد که دیگه تمرینی نداشت که بگه گفت اینم از تمرینای جلسه بعد همه رو تحویل میدین حالا هی بخند خانوم ...(آوریل)

حالا همه بچه ها (۱۰۰ نفر) تشنه خون ما شده بودن

وقتی جمله استاد تموم شد آوریل و جو شوکه شده بودن آوریل بیچاره از خجالت سرشو انداخته بود پایین و داشت خودخوری می کرد اما جو بی چشم و رو همچنان داشت می خندید اما این بار سربه زیر.

کلاس که تموم شد همه بچه ها ریختن سر این دوتا بیچاره ها هیچ دفاعیه ای نداشتن که ارائه بدن کم مونده بود کتک بخورن که خوشبختانه چون تو بچه ها از وجهه خوبی برخوردار بودن تونستن خودشونو بزنن به اون راه و در برن.

از اون روز به بعد این دوتا دیگه سر کلاس شبکه عصبی به جز چند بار دیگه  شیطونی نکردن.

یادش به خیر چه روزگاری داشتن این دالتونا


 

نوشته شده توسط دالتون ها در دوشنبه هفتم اردیبهشت 1388 ساعت 20:19 موضوع خاطرات دالتونا و حلقه ایا | لینک ثابت


تقدیم به جک

 

 

توللللللللللللللللللللللللدت مبارک


 

نوشته شده توسط دالتون ها در شنبه یکم فروردین 1388 ساعت 11:36 موضوع تبریکات وتسلیت ها | لینک ثابت


گلی از شاخه اگر می چینیم برگ برگش نکنیم
و به بادش ندهیم

لااقل لای کتاب دلمان بگذاریم
و شبی چند از آن را
هی بخوانیم و ببوسیم و معطر بشویم

شاید از باغچه کوچک اندیشه مان گل روید ...

 

 

عشق یعنی مستی دیوانگی


عشق یعنی با جهان بیگانگی

عشق یعنی شب نخفتن تا سحر

عشق یعنی سجده ها با چشم تر

عشق یعنی سر به دار اویختن

عشق یعنی اشک حسرت ریختن عشق یعنی در جهان رسوا شدن

عشق یعنی مست و بی پروا شدن

عشق یعنی سوختن یا ساختن

عشق زندگی را باختن یعنی

عشق یعنی....

 


 

نوشته شده توسط دالتون ها در سه شنبه بیستم اسفند 1387 ساعت 10:37 موضوع عاشقانه ها | لینک ثابت


امشب این خانه عجب حال وهوایی دارد

                                                     گفتگوبادل دیوانه عجب صفایی دارد

همه رفتند از این خانه ولی غصه نرفت

                                                    بازاین یارقدیمی چه وفایی دارد

دوستانم را روزگار گرفت ، عشقم را عاشقي ديگر دزديد ، خدايم را خدا كشت ، ما مانديمو سيگاري بر كنج لب و خش خش برگ ها زير پا ، ما مانديمو سيبي از دست حوا و رانده شده از درگاره خدا!


 

نوشته شده توسط دالتون ها در سه شنبه سیزدهم اسفند 1387 ساعت 9:53 موضوع عاشقانه ها | لینک ثابت


تولدت مبارک آوریل عزیز

سلام

سه روز پیش تولد یکی از دالتونا بود...

تولد آوریل بود...

آوریل من همیشه تو آپ میکردی تولدا رو تبریک می گفتی اما برای تولد خودت وظیفه یکی از ماها بود.

هرچند از دست همتون دلخور بودم و سرم فوق العاده شلوغ بود که وقت آپ کردن نداشتم اما وقتی دیدم تو وبلاگ فراموش شده مون اثری از اتفاق به این مهمی نیست دلم نیومد آپ نکنم.

هنوزم دوستتون دارم دوستان من

تولدت مبارک آوریل عزیز

 


 

نوشته شده توسط جو در دوشنبه دوازدهم اسفند 1387 ساعت 12:37 موضوع تبریکات وتسلیت ها | لینک ثابت


الو سلام ،
منزل خداست ؟!؟
اين منم ،
مزاحمي که آشناست !
هزار دفعه اين شماره را دلم گرفته ،
ولي هنوز پشت خط در انتظار يک صداست ……

شما که گفته ايد : پاسخ سلام واجب است !
به ما که مي رسد ، حساب بنده هايتان جداست ؟!؟

الو……….
دوباره قطع و وصل تلفنم شروع شد !
خرابي از دل من است يا که عيب سيم هاست ؟!؟

چرا صدايتان نمي رسد ؟
کمي بلند تر !
صداي من چطور؟ خوب و صاف و واضح و رساست ؟!؟

اگر اجازه مي دهي برايت درد دل کنم ………

….. شنيده ام که گريه بر تمام دردها شفاست

 

پ . ن پس چرا گریه برای دردای من شفا نیست

پس چرا دیگه خدا جوابم رو نمیده

خدااا من خیلی وقته پشت خطمااااا جواب بده دیگــــــــه

……………پ.ن. تو به عقده های سر خورده ی خود رسیدی

……توی آغوش ما جون گرفتی قد کشیدی

…قد کشیدی با تموم بی کسی

.رفتی اما پشتتم  ندیدی


 

نوشته شده توسط دالتون ها در یکشنبه بیستم بهمن 1387 ساعت 14:8 موضوع هویجوری | لینک ثابت


گفتی که می بوسم تو را
گفتم تمنا می کنم
گفتی اگر بیند کسی
گفتم که حاشا می کنم
گفتی ز بخت بد اگر ناگه رقیب آید ز در ؟؟
گفتم که با افسونگری او را ز سر وا می کنم
گفتی که از بی طاقتی دل قصد یغما می کند
گفتم که با یغما گران باری مدارا می کنم
گفتی که پیوند تو را با نقد هستی می خرم
گفتم که ارزانتر از این من با تو سودا می کنم
گفتی اگر از کوی خود روزی تو رو گویم برو؟؟
گفتم که صد سال دگر امروز و فردا می کنم
 


 

نوشته شده توسط دالتون ها در پنجشنبه بیست و ششم دی 1387 ساعت 19:30 موضوع عاشقانه ها | لینک ثابت



imjava.TK

<
بهترين كدهاي جاوا اسكريپت
>